هرکس دانش اندوزد و به آن عمل نکند، خداوند روز قيامت وي را نابينا برانگيزد . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ـ خطاب به ابن مسعود ـ]

ايران و رژيم صهيونيستي در دوره پهلوي دوم -3 - مقالات آموزشي ،سياسي، اجتماعي
macromediaxtemplates for Your weblogList of Iranian Top weblogspersian Blogpersian Yahoo

نويسنده: nehad parsa يکشنبه 28 بهمن 1386   ساعت 6:11 عصر



ايران و رژيم صهيونيستي در دوره پهلوي دوم

قسمت سوم
    hayahooha

زمينه هاي شناسايي اسرائيل

دولت محمد ساعد مراغهاي با سقوط هژير در 30 آبان 1327 کار خود را آغاز و تحولات دوران نخستوزيري وي نقش مؤثري در زمينهسازي و تسريع شناسايي اسرائيل از سوي ايران داشته است... از جمله عوامل و رخدادهايي که در ايجاد بستر شناسايي اسرائيل توسط شاه نقش اساسي داشته عبارتست از:

1- ترور نافرجام شاه در 15 بهمن 1327 هـ ش.

2- افزايش اختيارات شاه در نتيجه تشکيل مجلس مؤسسان در اول ارديبهشت 1328 هـ ش.

3- پيروزي رژيم صهيونيستي در جنگ اول بر ضد اعراب در سال 1948 م.

4- مهاجرت فزاينده يهوديان عراقي به ايران، آنها بهصورت غيرقانوني وارد کشور شده و از اين طريق به اسرائيل منتقل ميشدند. جمعيت آنها دو برابر تعداد يهوديان ايراني بود. اين مهاجرت مشکلات امنيتي و اجتماعي فراواني براي ايران ايجاد کرده بود.

5- فشارهاي اتباع ايراني مقيم فلسطين اشغالي: اتباع ايراني مقيم فلسطين دولت ايران را تحت فشار قرار دادند تا مشکلات مالي و خسارات وارده بر آنها در اثر جنگ فلسطين را جبران و حل کند.

6- نقش ويژه فرقه يا حزب بهائيت که تعداد زيادي از آنها مقيم فلسطين اشغالي بودند.

7- شرايط و اوضاع روابط شاه با اعراب: شاه ايران با همسايگان عربش چون عراق و کويت و... مشکلات و اختلافات سياسي يا ارضي داشت، ظهور جنبش راديکاليزم عرب اين مشکلات را تشديد نمود.

8- سفر شاه به آمريکا (در 24 آبان 1328 هـ / 15 نوامبر 1949) هدف سفر جلب کمکهاي مالي و اقتصادي آمريکا به ايران بهمنظور اجراي برنامه هفتساله عمراني کشور و اخذ کمکهاي نظامي بيشتر بهمنظور تقويت بنيه دفاعي ايران بود. اين سفر اولين سفر شاه به آمريکا بود و طي اين سفر وي با ترومن رئيس جمهوري آمريکا ملاقات و مذاکره نمود.

9- فساد و رشوهخواري: عوامل رژيم صهيونيستي از طريق يک واسطه آمريکايي رشوهاي به مبلغ 240 هزار دلار به دولت ايران در ازاي شناسايي اسرائيل دادند. محمد ساعد مراغهاي نخستوزير وقت ايران پس از دريافت رشوه، اعلام کرد که مرزهاي ايران به روي تمام پناهندگان يهودي باز است! 15 اسفند 1328 هـ ش / 6 مارس 1950 دولت ايران بهطور دو فاکتور دولت اسرائيل را به رسميت شناخت و اين موضوع رسماً از طريق نماينده دائمي ايران در سازمان ملل اعلام شد.

اعلام شناسايي اسرائيل توسط ايران واکنشهاي داخلي و خارجي بسياري داشت که بخشي از اين واکنشها چنين بود.

1- ترور هژير وزير دربار شاه و همهکاره در دستگاههاي دولتي.

2- حمايت فدائيان اسلام از تحصن دکتر مصدق و ياران او در مخالفت با انتخابات دوره شانزدهم که زير نظر هژير، همراه با تقلب و تزوير پايان يافته بود.

3- زمينهسازي براي بازگشت آيتالله کاشاني از تبعيد و اتحاد نيروهاي ملي - مذهبي تحت رهبري آيتالله کاشاني و دکتر محمد مصدق.

4- تشديد فشار نيروهاي مبارز، باعث سقوط دولت محمد ساعد مراغهاي شد.

5- تيرگي روابط با جهان عرب: مصر در مقدمه کشورهاي عربي بود که نسبت به اقدام شاه موضع گرفت. اقدام شاه باعث تشديد تيرگي روابط تهرا ن- قاهره گرديد.

نهضت ملي شدن نفت و لغو شناسايي اسرائيل

در حالي که مبارزات ملت مسلمان ايران با دولت انگليس ابعاد تازهاي به خود گرفته بود، افکار عمومي همچنين خواهان قطع روابط سياسي با رژيم صهيونيستي شد. علاوه بر آن ايران در مسئله ملي کردن صنعت نفت و مقابله با فشارهاي انگليس نياز به جانبداري کشورهاي عربي در شوراي امنيت و سازمان ملل داشت. لذا تهران تصميم به لغو شناسايي رژيم صهيونيستي گرفت. باقر کاظمي وزير امور خارجه وقت در 16 تير 1330 هـ ش در مجلس شوراي ملي حاضر شد و تعطيل کنسولگري ايران در بيتالمقدس را به اطلاع نمايندگان رساند. تصميم ايران بازتاب شديدي در جهان عرب داشت.

رسانههاي گروهي عربي، نسبت به اقدام ايران با نظر تحسين و تمجيد نگاه کردند. دولت مصر رسماً از دولت ايران تشکر نمود. و حمايت خود را از دعاوي ايران در عرصه سياسي جهاني اعلام کرد. عزام پاشا نخستين دبيرکل اتحاديه عرب(مارس 1945- 1952) تصميم ايران را ستود. دکتر مصدق هنگام بازگشت از نيويورک به دعوت نحاس پاشا نخستوزير مصر در 28 آبان 1330 / 19 نوامبر 1952 از مصر ديدن کرد و مورد استقبال مقامات دولتي اين کشور قرار گرفت... همزمان دولت مصر قرارداد 1936 م خود با انگلستان را لغو کرد. اين امر موجب اعتراض شديد دولت انگليس شد و به نوعي در حل مسئله نفت با ايران اثر منفي نهاد.

مرحله بازسازي روابط ميان دورژيم

پس از کودتاي 28 مرداد 1332 هـ ش رژيم شاه به بازسازي روابطش با رژيم صهيونيستي اقدام نمود.

گام نخست:

در ميان عوامل صهيونيستي که بلافاصله پس از کودتاي 28 مرداد رهسپار ايران شدند، فردي بهنام يعقوب نيمرودي بود که در تاريخ سيام ديماه 1334 هـ ش وارد تهران شد. وي ظاهراً معاونت آژانس يهود در تهران راتصدي نمود، اما بنا بر اظهارات ارتشبد حسين فردوست، اين شخص هدايت شبکه موساد را در ايران، عهدهدار بوده و در سالهاي بعد، نقش کليدي در تشکيل و سازماندهي ساواک ايفا کرده است.

قانون تشکيل سازمان ساواک در اسفندماه 1335 هـ ش مورد تصويب دو مجلس ملي، سنا و شاه قرار گرفت و سپهبد تيمور بختيار به رياست آن منصوب گرديد و بختيار جهت کسب تجربيات در سازماندهي ساواک رهسپار فلسطين اشغالي شد و با مقامات موساد از جمله ايزک هارل رئيس وقت موساد مذاکره کرد. موساد يکي از کارشناسان زبده خود را بهنام يعقوب کاروز که رئيس ايستگاه سازمان موساد در پاريس بود، جهت همکاري با ايران معرفي کرد. کاروز با همکاري نيمرودي نقش مؤثري در سازماندهي و راه انداختن تشکيلات سازمان مخوف ساواک داشتند. جنگ سرد اعراب قوميگرا با رژيم شاه، روند بازسازي و تقويت روابط بازسازي و تقويت روابط ميان شاه و رژيم صهيونيستي را تسريع مي کرد. سقوط خاندان سلطنتي فيصل دوم در پي کودتاي افسران آزاد عراقي بهرهبري ژنرال عبدالکريم قاسم در 14 ژوئيه 1958 / 1337 هـ ش، جنبش راديکاليزم عرب را تشديد و شاه را بيشتر نگران کرد و اين اوضاع و شرايط در واقع پيش از آنکه شاه بهطور علني نسبت به شناسايي رژيم غاصب صهيونيستي از سوي ايران اعتراف نمايد، وزارت امور خارجه نخستين نماينده رسمي ايران را در تاريخ 21 آذر 1338 هـ ش / 12 دسامبر 1959 م. به منظور اداره امور کنسولي مربوط به ايران در سفارت سوئيس، به اسرائيل اعزام داشته بود. سفارت سوئيس در اسرائيل مدتها حفاظت منافع ايران در آن کشور را بهعهده داشت و دفتر نمايندگي ايران در آن سفارت، در وزارت امور خارجه ايران با عنوان «برن 2» شناخته ميشد. همزمان با بررسي موضوع تأسيس دفتر نمايندگي ايران در تلآويو از سوي دولت ايران، اعراب به شيوههاي مختلف مراتب ناخشنودي و اعتراض خود را نسبت به روند گسترش روابط ميان ايران و رژيم صهيونيستي ابراز داشتند. در يک مورد هنگامي نماينده رژيم صهيونيستي در هفته اول تيرماه 1339 هـ ش در کنفرانس بينالمللي زنان در تهران شرکت کرد، سفير مراکش! لب به اعتراض گشود که متقابلاً با واکنش تند مقامات دولتي روبهرو گشت.

ايفاي نقش مشترک در صحنه نظامي - امنيتي خاورميانه

دولت ايرا ن ضمن رد اعتراضات اعراب يادآور شد که اسرائيل يک کشور عضو سازمان ملل است. شاه ضمن مصاحبه مطبوعاتي ماهانه خود در تاريخ دوم مرداد 1339 هـ ش در کاخ سعدآباد ضمن به رسميت شناختن اسرائيل تصريح کرد. اما اتحاديه عرب در واکنشي تـُند، اقدام دولت ايران را عملي غيردوستانه تلقي نمود و جمال عبدالناصر رئيس جمهوري مصر در نطق شديداللحن خود در اسکندريه 4 مرداد 1339 هـ ش / 26 ژوئيه 1960 شاه ايران را همکار استعمارگران خواند و ضمن تأکيد بر توانايي مصر در مقابله با ايران ؟! شاه را متهم کرد که در جريان بحران کانال سوئز، عليه مصر موضعگيري نموده است.

از طرف وزارت امور خارجه مصر دستور اخراج جمشيد قريب سفير کبير ايران در قاهره صادر گرديد. تهران نيز متقابلاً اقدامات مصر را ناشي از يک توطئه دانست و محمود محرم حماد سفير مصر در تهران را به وزارت امور خارجه فراخواند و به وي اخطار شد که ظرف مدت 24 ساعت خاک ايران را ترک گويد. قطع روابط ديپلماتيک ميان تهران و قاهره آغاز تشديد مرحله جنگ سرد ميان مصر و ايران بود و به مدت يک دهه ادامه داشت... اشاره به اين نکته بيمناسبت نيست که قطع روابط بين مصر و ايران، بهخاطر برقراري روابط با اسرائيل انجام شد و متأسفانه پس از شکست ناصر و اعراب در جنگ شش روزه، آنها هم راه شاه را در پيش گرفته و سرانجام مذاکرات و ملاقاتها، در زمان انور سادات، معاون ناصر، اسرائيل از طرف مصر به رسميت شناخته شد و اين بار، ايران اسلامي به دستور مستقيم رهبري - امام خميني(ره) - با مصر قطع رابطه نمود که همچنان تا به امروز!
همکاريهاي مشترک نظامي، امنيتي و اطلاعاتي ايران و اسرائيل

شاه و رژيم صهيونيستي به منظور تأمين منافع مشترک و مقابله با تهديدات مشترک بر ضرورت تماس دستگاههاي اطلاعاتي دو کشور تأکيد داشتند. زمينهها و عوامل ديگري نيز در توسعه ارتباطات امنيتي و اطلاعاتي دو کشور مؤثر بود:

1- همکاري ساواک و موساد با سازمان سيا و 6mi – انگليس - جهت مقابله با عمليات سازمان اطلاعات شوروي K.G.B

2- همکاري ساواک و موساد در زمينه جمعآوري اطلاعات. درباره تحرکات قوميگرايان عرب در منطقه خاورميانه و نيز پيرامون تبليغات کمونيسمم منطقهاي.

3- استفاده ساواک از تجربه موساد در زمينههاي مختلف اطلاعاتي.

4- استفاده ساواک از تخصص و کارآيي کارشناسان اطلاعاتي موساد همچنين استفاده ايران از فناوري تجهيزات فني موساد جهت جمعآوري اطلاعات.

5- توجه خاص شاه به توسعه توان دفاعي و نظامي ايران و گرايش وي به سمت ميليتاريسم، بستر مناسب ديگري براي توسعه همکاري نظامي ميان شاه و رژيم صهيونيستي بود... در فاصله سالهاي 1340-1332 ايران بيش از 440 ميليون دلار صرف خريد تسهيلات از آمريکا نمود و در فاصله 1349-1344 شاه به مبلغ يک ميليارد و ششصد ميليون دلار از آمريکا تجهيزات نظامي خريد.

البته عوامل چند، نقش مهمي در گرايش شاه به خريد اسلحه و توسعه بنيه نظامي ايران داشت از آن جمله است: 1- نااميدي ايران از کارآيي پيمان سنتو (در جنگ هند و پاکستان در سال 1344 هـ ش آمريکا بيطرفي! خود را اعلام و کمکهاي تسليحاتي خود را به پاکستان قطع نمود.)

2- اعلام تصميم انگليس در ديماه 1346 مبني بر خروج نيروهاي انگليس از خليج فارس تا پايان 1350 هـ ش بنابراين سرمايهگذاري بيشتر شاه در بخش نظامي و تسليحاتي موجبات ظهور ايران بهعنوان يک ژاندارم مقتدر بود که قرار شد! امنيت خليج فارس را تأمين نمايد! نقش رژيم شاه وعربستان در پرتو دکترين نيکسون بهعنوان دو پايه امنيت منطقه خليج فارس، مشخص شده بود. و شاه به نمايندگي از طرف آمريکا با خريد تسليحات و تجهيزات نظامي توانست بهعنوان ژندارم منطقه تثبيت شود.

3- کودتا در 4 مهر1341 ش. در يمن توسط سرهنگ عبدالله سلام که طرفدار قوميگرائي عربي بود، کشورهاي محافظهکار منطقه از جمله ايران را نگران کرد. شاه در اين موقع به کمک سلطنتطلبان يمن پرداخت تا از پيروزي جمهوريخواهان يمن جلوگيري کند.

4- از نظر آمريکا، ايران و اسرائيل دو متحد ارزشمند و راهبردي در منطقه خاورميانه و اقيانوس هند محسوب ميشوند. بنابراين تقويت همهجانبه آن دو، از لحاظ آمريکا حائز اهميت بود. از ديدگاه راهبردي آمريکا ايران و اسرائيل ميتوانند:

الف: در مقابل توسعه کمونيزم منطقهاي و نفوذ شوروي در خاورميانه و آفريقا همچون سدي عمل کنند.

ب: اين دو کشور ميتوانند نگهبان جريان آزاد نفت از خاورميانه بهسوي کشورهاي صنعتي غرب باشند. در اين ميان شاه در زمينه نظامي همکاريهاي گوناگوني با رژيم اسرائيل داشت از جمله:

1- همکاريهاي راهبردي نظامي در صورت حمله يکي از کشورهاي عربي به يکي از دو رژيم.

2- استفاده از تجارب صهيونيستها در زمينه مدرنيزه کردن تجهيزات نظامي ايران.

3- بهرهگيري از مشاورين نظامي رژيم صهيونيستي و خريد برخي اقلام نظامي ساخت رژيم صهيونيستي. ايران در اين زمينه نقش رژيم صهيونيستي را بهعنوان منبع معتبر و قابل اطمينان براي خريدهاي تسليحاتي و مشاوره نظامي پذيرفته بود.

ايران در زمينه خريد تسليحات از رژيم صهيونيستي چندين قرارداد با آن رژيم منعقد کرد، از جمله خريد اسلحه خودکار «يوزي». قرارداد تعمير و سرويس هواپيماهاي جنگنده از نوع. 16F، خريد توپ 106 ضد تانک، خريد خمپاره سنگين 120 ميليمتري.

در بهار سال 1356 هـ ش زماني که شيمون پرز وزير دفاع رژيم صهيونيستي بود، توافقنامهاي ميان دو رژيم در زمينه پروژه توليد موشک بالستيک با کلاهک 750 کيلوگرمي که داراي کاربردي اتمي نيز بود! به امضا رسيد.

پروژه مزبور به «فلاور» ياگل! موسوم بود و ايران هزينه اين همکاري را بهصورت يک ميليارد دلار نفت خام ميپرداخت و همچنين يک فرودگاه و سايت پرتاپ براي آزمايش دور برد موشکي و همچنين محلي براي سوار کردن موشک در اختيار رژيم صهيونيستي ميگذاشت. براي پيگيري اين موضوع، شاه ارتشبد حسن طوفانيان را در 27 تير 1356 به فلسطين اشغالي اعزام کرد. طوفانيان با ژنرال عزروايزمين، وزير دفاع رژيم صهيونيستي و موشه دايان وزير خارجه وقت آن رژيم ملاقات و مذاکره نمود.

توسعه همکاريهاي فني، عمراني و نفتي ميان دو رژيم

موفقيت رژيم صهيونيستي در تبديل زمينهاي لم يزرع به مناطق حاصل خيز و به کارگيري فناوريهاي جديد در زمينه کشاورزي، عامل مهمي در برقراري و توسعه روابط ايران و اسرائيل به شمار ميآمد.

در سال 1340 هـ ش موشه دايان وزير کشاورزي صهيونيستي از وزير کشاورزي ايران دعوت کرد تا هيأتي را براي بازديد تأسيسات زراعي و آبياري اسرائيل، به آن کشور اعزام دارد. ايران نيز هيأتي را به همين منظور به فلسطين اشغالي اعزام داشت. پس از ديدار موشه دايان وزير کشاورزي اسرائيل از ايران، تمايل تهران به استفاده از فناوري کشاورزي صهيونيستها افزايش يافت. زلزله هولناک سال 1341، در دشت قزوين وبوئين زهرا، زمينه مناسب ديگري را براي فعاليت صهيونيستها فراهم ساخت.

در اين زلزله سيصد روستا ويران گشت و وزارت کشاورزي ايران تصميم گرفت تا يک برنامه جامع بازسازي و توسعه در اين منطقه را به مورد اجرا بگذارد. در اين راستا شرکت صهيونيستها «تاهال» در مناقصه مربوط به اجرائي کردن پروژه وزارت کشاورزي ايران برنده شد! پروژه عمراني قزوين شامل چهار مرحله بود و صهيونيستها توانسته بودند با نفوذ خود در آمريکا، نظر بانک جهاني را براي پرداخت 20 ميليون دلار وام به ايران، براي اجراي طرح مزبور جلب نمايند.

در زمينه تجاري حجم مبادلات بازرگاني ميان تهران و تلآويو در اواخر دهه چهل(هـ ش) به حدود 250 ميليون دلار بالغ گرديد. صدور نفت ايران به اسرائيل براي تأمين امنيت آن رژيم بسيار با اهميت بود. بهويژه در دوران تحريم نفت توسط اعراب، در پي جنگ رمضان 1973 م. رژيم شاه نفت خود را در قبال خريد تجهيزات و تسليحات نظامي و امنيتي و بهرهگيري از تخصصهاي مختلف اسرائيل بهويژه در زمينههاي امنيتي و اطلاعاتي، به آن کشور تحويل ميداد. در سال 1355 رژيم صهيونيستي75 % کل نياز داخلي خود را که در حدود 150 هزار بشکه در روز ميشد، از ايران تأمين مينمود. روابط نفتي ميان دو رژيم از سال1338 آغاز شد و يک شرکت مشترک را بهنام «ترانس آزياتيک » متشکل از شرکت ملي نفت ايران و گروهي از شرکتهاي توزيعکننده نفت صهيونيست براي حمل نفت ايران تأسيس شد.

نقش شاه در پايهگذاري روند سازش اعراب و رژيم صهيونيستي

پس از جنگ و رژيم صهيونيست، اسرائيل به شدت نسبت به برقراري ارتباط با انور سادات رئيس جمهور مصر، احساس نياز ميکرد.

سلطنت و صهيونيسم در تعامل فرهنگي

صهيونيستها در اين مقطع تاريخي و شرايط پس از جنگ رمضان 1352 هـ ش محور موساد - تهران را به شدت فعال کردند. زامير رئيس دستگاه جاسوسي موساد از سوي نخستوزير دولت صهيونيستي مأموريت يافت تا با ترغيب ساواک، شاه را وادار کند، بهعنوان واسطه و ميانجي به برقراري تفاهم ميان قاهره و تلآويو تلاش و اقدام کند. زوي زامير رئيس موساد با نصيري رئيس ساواک، در تهران ملاقات و مذاکره کرد و پس از اشاره به زمينههاي همکاري و توافقات ميان دو رژيم شاه و صهيونيستها و ابراز نگراني از مواضع شوروي در جهان عرب، تقاضا کرد تا ايران براي ديدار ميان مصريها و اسرائيليها، وساطت کند و شخص محمدرضا پهلوي بهعنوان دوست واقعي! اسرائيل پيام آن رژيم را به انور سادات رئيس جمهور مصر ابلاغ کند.

رژيم شاه براي ملاقات سادات و بگين نخستوزير صهيونيستي در ابعاد مختلف سرمايهگذاري کلان کرد. وامهاي کلان ايران به مصر محصول اين وساطتها بود. ژنرال موشه دايان وزير دفاع صهيونيستها زمان جنگ 1973 م. و وزير خارجه وقت اسرائيل در 1356 طي سفري به ايران با شاه ملاقات و پيرامون ايجاد سازش ميان مصر و اسرائيل مذاکره کرد.

مناخيم بگين در ارديبهشت 1356 از حزب ليکود به نخستوزيري دولت صهيونيستي رسيد و تلاشهاي محرمانه در قالب ديپلماسي پنهان، براي ايجاد سازش ميان اعراب و اسرائيل روز به روز فزوني گرفت و سرانجام سادات در اواخر آبان 1356 سفر ننگين خود را به بيتالمقدس به مرحله اجرا درآورد. سازش سادات با صهيونيستها پايهاي براي روند سازش بقيه حکومتهاي ارتجاعي و دولتهاي عرب وابسته به غرب گرديد.

روابط فرهنگي ايران و رژيم صهيونيستي

مناسبات فرهنگي يکي از ابعاد ديگر روابط ايران و رژيم اشغالگر قدس در دوره حاکميت شاه منفور بود. روابط فرهنگي ميان دو رژيم در زمينههاي مختلف بوده که به شرح زير است: 1- جشنهاي 2500 ساله: نقش صهيونيستها در طراحي و برگزاري جشنهاي 2500 ساله قابل توجه بوده است. مطبوعات صهيونيستي در سالهاي دهه چهل، مقالات متعددي در باره جشنهاي 2500 ساله و سالگرد تأسيس شاهنشاهي ايران نوشتند و در اين زمينه تبليغات گستردهاي به راه انداختند. از جمله اهداف رژيم اسرائيل در اقدام فوق عبارت بود از:

الف - تقويت مناسبات رژيم صهيونيستي با شاه.

ب - بهرهبرداري از اين تبليغات به نفع خود، آنها با اين تبليغات بهويژه در خصوص خدمات شايان کوروش در آزاد کردن قوم يهود از زير يوغ پادشاه بابل، سعي داشتند پيوندهاي باستاني ميان ايران و قوم يهود را احيا کنند.

صهيونيستها در تبليغات خود از کوروش بهعنوان اولين صهيونيست! و از اعلاميه کوروش با عنوان «بالفور باستاني» نام ميبرند! اما شاه تحت فشار افکار عمومي جامعه ايراني و جهان اسلام، نتوانست از اسرائيليها براي شرکت در اين جشن دعوت بهعمل آورد و مطبوعات صهيونيستي، شاه را به خاطر عدم دعوت مقامات اسرائيلي مورد انتقاد و نکوهش قرار دادند.

2- جهانگردي: صهيونيستها در تلاش بودند همکاري ميان دو کشور در زمينه جهانگردي را توسعه و تقويت کنند و در راستاي اهداف سياسي و اقتصادي، در اين بعد فرهنگي حرکت و فعاليت داشتند. در روز 4 مرداد 1341 هـ ش به دعوت اسدالله علم نخستوزير وقت «تدي کولک» رئيس اتحاديه جهانگردي اسرائيل و هيئت همراه وارد تهران شدند و طي ده روز توقف در ايران، پيرامون برنامهريزي براي توسعه صنعت جهانگردي ايران و پايهريزي همکاري ميان دو کشور در زمينه جهانگردي!، با مقامات ايراني گفتگو کردند. در همين سفر بود که تدي کولک در مذاکره با مقامات دولت شاه، طرحهائي براي برگزاري جشنهاي 2500 ساله طرحهاي مختلفي ارائه داد. در پنجم فروردينماه 1343 نخستين گروه جهانگردي اسرائيلي توسط مؤسسه سياحتي «اشل» به مديريت «اشل» و با همکاري شرکت هواپيمايي « ک.ال.ام» وارد تهران شده و از اماکن باستاني ايران ديدن کردند.

3- جنبش صهيونيستي و باستانگرايي در ايران شاهنشاهي: جنبش فکري باستانگرايي در ايران در دوره پهلوي اول آغاز شد. نقش روشنفکران غربزده در اين جنبش و توسعه آن در ابعاد مختلف فرهنگ ايران بسيار مهم بوده است. صهيونيستها پس از تشکيل رژيم اشغالگر خود در فلسطين و به دنبال کوشش در راستاي تقويت روابطشان با ايران، سعي داشتند با بزرگنمايي و تحريف تاريخ باستان ايران، پيوندهاي باستاني ميان ايرانيان و قوم يهود را عميق و گسترده جلوه دهند.

افسانه «استر» توسط مورخين و اساطيرشناسان اسرائيلي تبليغ و ترويج گشت. طبقه افسانههاي يهودي، خشايارشا پادشاه ايران تحت نفوذ استر(همسرش) و مردخاي(مشاور او) از توطئه وزير اعظم خود جلوگيري کرد، که بر اساس نقشه وزير ميبايست کليه يهوديان قتل عام ميشدند! از آن تاريخ تاکنون همهساله يهوديان به اين مناسبت جشن مذهبي بهنام «پوريم» برگزار ميکنند. همچنين در متون مذهبي يهوديان اشاره به اقدام کوروش براي رهايي يهوديان بابل از اسارت پادشاه بابل، روحانيان يهودي کوروش را به خاطر اين اقدام ستودند. مورخان صهيونيستي به جريان حمله کوروش به بابل و آزادي يهوديان جنبههاي اسطورهاي و تقدسي دادهاند.

4- دعوت از شخصيتهاي فرهنگي و ادبي ايران: مايرآميت رئيس سازمان اطلاعات ارتش اسرائيل در سال 1341، پس از ديدارش از ايران و ملاقاتش با مقامات ايراني، طي گزارشي به مقامات بلندپايه صهيونيستي يادآوري ميکند که رژيم اسرائيل در افکار عمومي ملت ايران منفوراست. لذا او توصيه مي کند که رژيم صهيونيستي با دانشگاهها و مطبوعات و مراکز فرهنگي ايران تماس برقرار شود. در پي اين گزارش رژيم صهيونيستي تلاش ميکند با مطبوعات و روشنفکران ايران رابطه صميمانهتري برقرار کند و زمينههاي مناسب جهت سفر مقامات و شخصيتهاي فرهنگي فکري و مطبوعاتي ايران را به اسرائيل فراهم ميکند.

در نيمه دوم دهه 1330 و آغاز دهه 1340 با برنامهريزي موساد و نقش فعال روشنفکران وابسته به دربار، ترويج تز «مدينه فاضله اسرائيل!» به شکلي فوقالعاده در نشريات ايران آغاز شد و تسهيلاتي جهت سفر عناصر روشنفکري و مطبوعاتي ايران به اسرائيل فراهم گرديد. تعدادي از روشنفکران طرفدار افکار سوسياليستي و روشنفکر ايران چون «خليل ملکي»، «داريوش آشوري»، «جلال آلاحمد» و ديگران عازم فلسطين اشغالي شدند که در بازگشت خليل ملکي و داريوش آشوري و برخي از روشنفکران «سوسياليسم کيبوتصي» را نمونهاي از پيشرفت سوسياليسم معرفي و تبليغ کردند. ولي مرحوم جلال آلاحمد، با نگارش مقالاتي به افشا ماهيت رژيم صهيونيستي پرداخت... که آخرين مقاله او پس از شکست ناصر در جنگ شش روزه نوشت و در روزنامه «جـُنگ هنر» منتشر شد و موجب توقيف هميشگي اين هفتهنامه گرديد... اين مقاله پيش از انقلاب تحت عنوان «اسرائيل عامل امپرياليسم» از سوي نشر نذير با مقدمهاي از اينجانب و با امضاي مستعار «ابورشاد» از قم منتشر گرديد.

همچنين سفرهاي بسياري نيز در قالب شرکت در کنگرههاي علمي و دانشجويي به اسرائيل انجام ميشد. بهطور مثال سفر ابراهيم پورداوود (يکي از مؤسسين جريان باستانگرايي در ايران) در خرداد 1340 جهت شرکت در کنگره جهاني علوم يهود و سفر احسان يار شاطر در ارديبهشت 1357 جهت شرکت در چهارمين اجلاس کميته بيتالمقدس... ابوالحسن بنيصدر نيز جزو مدعوين بودند که اسرائيل از آنها براي شرکت در سمينار بينالمللي دانشجويان دعوت بهعمل آورده بود.

نهضت امام خميني(ره)؛ بحران در روابط

رژيم شاه و صهيونيستها

5- تاريخ ميراث ملي ايران: يهوديان ايران نقش مهمي در خريد اشيا و آثار باستاني و عتيقه در تاريخ معاصر ايران داشتند و اين اقدام در دوره دو پهلوي تشديد يافت. در دوره پهلوي دوم با حضور وسيع و گسترده صهيونيستها در ايران روند تاراج ميراث ملي ايران شتابي بيشتري پيدا کرد و اسرائيل به صورت يکي از مراکز بينالمللي خريد و فروش آثار باستاني ايران درآمد. اسرائيليها در کاوشهاي باستانشناسي در مناطق مختلف ايران نيز حضور داشتند و افرادي چون ايوب ربانو در طي دهها سال يکي از بزرگترين مجموعههاي آثار باستاني ايران را جمعآوري کرد که بعضي از آنها در جهان بينظير بودند. ارتشبد حسين فردوست در خاطرات خود فعاليت يعقوب نيمرودي وابسته نظامي رژيم صهيونيستي در تهران را در زمينه تاراج آستان باستاني ايران فاش ميسازد.

6- بخش فارسي راديو اسرائيل: بخش فارسي راديو اسرائيل در ابعاد مختلف در روند روابط ميان دو کشور تأثيرگذار بوده است. اين بخش بلافاصله پس از تأسيس دولت رژيم صهيونيستي در سال 1948 شروع بهکار کرد و ارتباط با يهوديان ايراني جهت مهاجرت به اسرائيل از جمله اهداف تأسيس اين بخش راديوئي بوده است. در واقع راديو اسرائيل رابط رسانهاي رژيم صهيونيستي با يهوديان ايراني بوده و نقش ارزنده در روند مهاجرت يهوديان فارسي زبان داشته و همچنين اين راديو نقش هدايتگري در جهت تشويق يهوديان ايراني براي حضور در صحنه کمک به مهاجرت يهوديان عراقي و ديگر کشورهاي خاورميانه داشته است.

در تيرماه 1357 مسئله تعطيل شدن بخش فارسي راديو اسرائيل در کميته بازگشت مهاجرت پارلمان اسرائيل مورد کنکاش قرار گرفت. موشه قصاب (موشه کاتزا و رئيس جمهور رژيم صهيونيستي از سال 1379 تاکنون) نماينده ايرانيالاصل پارلمان از حزب ليکود، در دفاع از ادامه کار بخش مزبور با ارائه دلايلي همچون عدم انتشار نشريهاي به زبان فارسي در اسرائيل و لزوم حفظ و ادامه ارتباط روزانه با بيش از هشتادهزار يهودي ايرانيالاصل و ساير فارسي زبانان موفق شد از تعطيل اين بخش جلوگيري بهعمل آورد.

همکاريهاي هنري - ورزشي: در زمينه مناسبات هنري ميان رژيم شاه ورژيم صهيونيستي، اسرائيليها فعال بودند. آنها با سه فيلم در جشنواره فيلمهاي کودکان و نوجوانان که در سال 1345 هـ ش در تهران برگزار شد، شرکت جستند. در اسفند 1340 چند خواننده ايراني! هم جهت اجراي کنسرتهايي به اسرائيل رفتند.

در زمينه روابط ورزشي حکومت پهلوي دوم همواره تحت فشار افکار عمومي جامعه ضداسرائيلي ايران قرار داشت ولي در قبال اينگونه روابط اعلام ميداشت که ايران سياست را در ورزش دخالت نميدهد! و هيچگونه مخالفت در ادامه روابط ورزشي با اسرائيل وجود ندارد. هنوز خاطره بازي فوتبال ميان دو تيم ايران و رژيم صهيونيستي در چارچوب بازيهاي فوتبال آسيا در حافظه تاريخي ملت ايران زنده است که چگونه ملت ايران به حمايت از مردم فلسطين و عليه رژيم صهيونيست، يکصدا فرياد ميزدند.

* نقش مؤثر حرکت اسلامي امام خميني(ره)

مناسبات نظامي و اطلاعاتي ميان رژيم شاه و رژيم صهيونيستي کاملاً محرمانه نگاه داشته ميشد وسعي مي شد که روابط بازرگاني، صنعتي و نفتي ميان دو رژيم در استتار بماند. روابط سياسي و ديپلماتيک دو رژيم از ماهيتي دوگانه برخوردار بود. در حالي که ايران به حمايت لفظي از اعراب و قضاياي فلسطين ميپرداخت، کمکهاي پنهاني خود را به اسرائيل گسيل ميداشت. علل اين سياست و ملاحظات به عوامل زير باز ميگردد:

1- اجتناب رژيم شاه از برانگيختن واکنش تـُند اعراب و مسلمانان بر ضد او.

2- هراس مستمر از جامعه اسلامي ايران که تشکيلات مذهبي و حوزههاي علميه و روحانيون در هدايت و رهبري آنها نقش اساسي داشتند.

3- وحشت رژيم شاه از نهضت امام خميني(ره)... البته صهيونيستها در مناسبات مختلف سعي داشتند اين روابط را با رژيم شاه علني کنند! ولي نهضت مذهبي جامعه ايراني به رهبري امامخميني چالش بزرگي در روابط ميان دو رژيم بوده است.

حضرت امام خميني(ره) در مناسبتهاي مختلف و با استفاده از هر موقعيتي، رژيم را به واسطه روابطش با رژيم صهيونيستي و آزاد گذاشتن دست عوامل اسرائيل در ايران، مورد سرزنش و انتقاد شديد قرار ميداد. حملات و انتقادات مزبور با مخالفتهايي که بر سر تصويبنامه انجمنهاي ايالتي و ولايتي در تاريخ 14 مهر 1341 هـ ش و رفراندوم 6 بهمن همان سال، در خصوص مواد ششگانه انقلاب سفيد شروع شد. مجال مطرح شدن پيدا کرد و در اغلب بيانات و پيامها خصوصاً در جريان يورش دژخيمان رژيم به مدرسه فيضيه قم در 2 فروردين 1342 و سپس واقعه خونين 15 خرداد 1342 و اعتراض به احياي کاپيتولاسيون چهارم آبان 1343، مورد اشاره و تأکيد قرار گرفت.

در ميان چهرهها و شخصيتهاي مذهبي - سياسي مخالف رژيم، امام خميني تنها شخصيتي بود که در اعلاميهها و سخنرانيهاي خود با شدت قضيه فلسطين و مسائل مناسبات رژيم شاه و و رژيم صهيونيستي را مطرح و بهعنوان يک نقطه ضعف و حساسيت رژيم، بر روي آن انگشت گذاشته و نظر مردم را به اين قضيه مهم و حياتي براي همه مسلمانان، متوجه ساخته است. قضيه فلسطين در طول نهضت اسلامي امام خميني از 15 خرداد 1342 تا پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن1357 يکي از محورهاي اساسي مخالفت ايشان با شاه و رژيمش بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم جمهوري اسلامي ايران از قضيه فلسطين حمايت کرده و هماکنون نيز اين حمايتها تداوم دارد. البته اميدواريم که در اين قبيل مسائل حساس، همه جوانب امور! رعايت شود و به دور از شعارزدگي و با اقدامات عملي غيرعلني، پشتيباني مادي و معنوي از حرکتهاي آزاديبخش فلسطين بهعمل آيد... انشاءالله.





به قلم : استاد سيد هادي خسروشاهي
منبعhttp://khosroshahi.ir/article/detail_art.php?artid =    





نظرات شما ()

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[13/12/1386- 12:25 ع] عمليات "زمستان داغ" غزه... نقش آفريني جريان تندروي «مذهبي ! »
[12/12/1386- 4:51 ع] عظمنت نبي اسلام و ناداني ريشخندکنندگان
[12/12/1386- 4:47 ع] عظمت نبي اسلام .. و ناداني ريشخندکنندگان
[6/12/1386- 3:59 ع] شيعه و رهبري دنياي جديد اسلام (دکتر أسامه أبو نحل )
[28/11/1386- 6:29 ع] ايران و رژيم صهيونيستي در دوره پهلوي -1
[28/11/1386- 6:24 ع] ايران و رژيم صهيونيستي در دوره پهلوي دوم -2
[28/11/1386- 6:11 ع] ايران و رژيم صهيونيستي در دوره پهلوي دوم -3
[28/11/1386- 5:55 ع] اوضاع لبنان پس از پايان دوره رياست جمهوري اميل لحود
[15/11/1386- 6:7 ع] وينوگراد ؛ ترفندي که مکار را بلعيد ...
[8/11/1386- 4:50 ع] جنگ سرد آنکارا - تل آويو
[8/11/1386- 2:45 ع] سرقت ميراث فلسطين ؛ اليناسيون تاريخي، فرهنگي اين ملت
[7/11/1386- 5:42 ع] نژادپرستي در عصر دموکراسي -اسرائيل 2007
[3/11/1386- 5:40 ع] روياي پيروزي بدون تلفات صهيونيست ها و نسل کشي در غزه
[3/11/1386- 5:18 ع] پشت پرده بحرانهاي خاورميانه 2
[3/11/1386- 5:14 ع] پشت پرده بحران هاي خاورميانه
[همه عناوين(68)][آرشيو شده ها]

فهرست
5121 :مجموع بازديدها
7 :بازديد امروز
9 :بازديد ديروز
درباره خودم
ايران و رژيم صهيونيستي در دوره پهلوي دوم -3 - مقالات آموزشي ،سياسي، اجتماعي
nehad parsa[68]
فلسطين ،حزب الله ،سياست ايران ، جامعه ايران ،سياست امريکا ، جامعه امريکا ،سياست اسرائيل ،جامعه رژيم صهيونيستي
جستجوي وبلاگ من
 :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

لينک دوستان
صهيون پژوه
آواي آشنا

فهرست موضوعي نوشته ها
رژيم صهيونيستي[19]
خاورميانه[13]
سياست امريکا[12]
سياست جهان[4]
سياست ايران[1]
بايگاني نوشته ها
آنچه گذشت ... [42]
اشتراک

نام:

ايميل: